السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
474
تفسير الميزان ( فارسي )
شوند ، آن گاه بر ايشان وارد شد و فرمود : اى بنى هاشم خود را از آتش بخريد و در آزادى خود بكوشيد و آن را از خدا بخريد و در بهايش ، خود را در اختيار او بگذاريد زيرا كه من نزد خدا مالك چيزى براى شما نيستم . آن گاه رو به اهل بيت خود كرد و فرمود اى عايشه دختر ابو بكر و اى حفصه دختر عمر و اى ام سلمه و اى فاطمه دختر محمد و اى ام زبير عمه رسول خدا ! خود را از خدا بخريد و در آزادى خود بكوشيد ، كه من نزد خدا مالك چيزى براى شما نيستم و كارى نمىتوانم برايتان بكنم . . . « 1 » . مؤلف : و در معناى اين روايات چند روايت ديگر نيز هست كه در بعضى از آنها آمده كه آن جناب دودمان عبد مناف را مخاطب قرار داد ، تا هم شامل بنى اميه شود و هم بنى هاشم . اما سه روايت اول با آيه شريفه انطباق ندارد ، براى اينكه در روايتهاى سه گانه كه آن جناب عموم قريش را دعوت كرد و انذار فرمود ، در حالى كه آيه شريفه دستور داده بود عشيره نزديكتر خود را انذار كند ، كه يا مراد از آن بنى عبد مناف است ، يا بنى هاشم و از اين سه روايت ، دومى از آيه بعيدتر است ، براى اينكه در آن آمده : آن جناب مردم را قبيله قبيله دعوت نمود . علاوه بر اين ، ما در ذيل آيه گفتيم كه معنايش اين است كه خويشاوندى شما با رسول خدا ( ص ) به دردتان نمىخورد و در درگاه خدا اثرى برايتان ندارد ، در روايات نيز اشاره اى به اين معنا شده و فرموده : من نزد خدا كارى نمىتوانم برايتان بكنم ، و اين معنا كه از آيه استفاده مىشود با دعوت همه قبائل در آن روز نمىسازد . و اما روايت چهارم ، آن نيز مورد اشكال است ، براى اينكه آيه * ( « وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الأَقْرَبِينَ » ) * آيه اى است مكى و در سوره اى مكى ، و احدى نگفته كه اين آيه و اين سوره در مدينه نازل شده است و با اين حال ديگر وجود همسرى به نام عايشه و حفصه و ام سلمه چه معنا دارد ؟ با اينكه آن جناب در مدينه با اين چند تن ازدواج كرد . بنا بر اين ، از بين روايات ، آن روايتى كه مىشود به آن اعتماد كرد روايتى است كه مىفرمايد : رسول خدا ( ص ) در روز نزول آيه تنها بنى هاشم و يا بنى عبد المطلب را به انذار اختصاص داد . و از حرفهاى عجيبى كه در اين باب زدهاند سخن آلوسى
--> ( 1 ) الدر المنثور ، ج 5 ، ص 96 .